علی صوفی: واعظی آمد، روحانی چرخید! – آژانس خبری ایبنا نیوز

فرارو: وحدت اسحاق جهانگیری و حسن روحانی در دولت یازدهم را در همان ثانیه‌های اولین مناظره های انتخاباتی دیده می‌شد
کاری که آقای جهانگیری در انتخابات ریاست جمهوری 96 کرد یک خودزنی سیاسی بود. او برای آقای روحانی سنگ تمام گذاشت و سپر آقای روحانی در برابر حملات سازماندهی شده جریان مقابل شد. آقای روحانی بدون حضور آقای جهانگیری تاب و توان این حملات را نداشت. این حضور زودهنگام و ایفای نقش در عرصه انتخابات ریاست جمهوری حساسیت هایی را درباره جهانگیری در شورای نگهبان یا نهادهای دیگر به وجود آورد. او قبل از حضور در انتخابات موقعیت هایی داشت که با حضور در انتخابات این موقعیت ها را به خطر انداخت. انتظار می رفت جهانگیری به عنوان یار غار آقای روحانی، چشم و دست راست روحانی باشد.

چه دورنمایی برای آقای جهانگیری متصور هستید؟ فکر می کنید او به انتخابات 1400 می رسد؟

آقای جهانگیری در صحنه حضور دارد. ممکن است برخوردهایی با ایشان شود که آقای روحانی باید درباره آقای جهانگیری تصمیم بگیرد. آقای جهانگیری فعلا باید منتظر باشد و ببیند آقای روحانی چه تصمیمی  می خواهد بگیرد. آیا واقعا آقای روحانی راضی است که جهانگیری نقش تشریفاتی داشته باشد و اختیاراتش کم باشد؟ اگر آقای جهانگیری ببیند اختیاراتش در دولت به گونه ای نیست که بتواند تاثیرگذار باشد قطعا باید با آقای روحانی اتمام حجت کند و اگر آقای روحانی قائل به کم شدن نقش جهانگیری باشد، حضور او در سمت معاونت اول خیلی فایده‌ای ندارد.  
 
بازداشت مهدی جهانگیری برادر معاون اول دولت هجمه هایی درباره اسحاق جهانگیری ایجاد کرد. آیا بازداشت مهدی می تواند اسحاق جهانگیری را به سوی حذف شدن یا کمرنگ شدن از خاطر مردم پیش ببرد؟

نه قابل پیش بینی نبود که آقای واعظی رئیس دفتر رئیس جمهور شود. اما وقتی آقای واعظی به این سمت رسید این موضوع را می شد پیش بینی کرد. آقای واعظی نقش متفاوت از آقای نهاوندیان ایفا می کند. این هم پیش بینی نمی شد که آقای روحانی تسلیم این جریان شود. ضمن اینکه در بدو امر آقای جهانگیری نقش تعیین کننده و محوری داشت. اما ناگهان یک دفعه همه چیز تغییر کرد. کنار گذاشته شدن آقای جهانگیری را می توانیم حاصل یک تصمیم بدانیم نه روندی که بگوییم آقای واعظی به تدریج جهانگیری را کنار گذاشته است. آقای روحانی یک دفعه چرخید.
 
فارغ از این که چرخش رئیس جمهور باعث کنار گذاشتن جهانگیری شد، ورود جهانگیری به انتخابات، وجهه نسبتا مساعدی برای او در افکار عمومی و حتی در جریان اصلاح طلب ایجاد کرد. جهانگیری حتی یکی از گزینه های شهرداری تهران بود و از این جهت به نظر می رسد می توانست راه خود برای ورود به انتخابات 1400 را تسهیل تر کند. فکر نمی کنید برای موقعیت آقای جهانگیری بهتر بود که در این دوره به دولت نرود؟

 
آقای جهانگیری قطعا نمی خواست از آقای روحانی فاصله بگیرد یا حرکتی انجام دهد که نشان از ایجاد فاصله باشد. او دلیلی برای این کار نمی دید. نقشی هم که او در دولت گذشته داشت نقش بسیار مثبتی بود.  
 
اینکه آقای جهانگیری الان بخواهند استعفا دهند را چگونه ارزیابی می کنید؟

جهانگیری آنقدر در قاب رسانه ملی درخشید که اصولگرایان درصدد ایجاد اختلاف بین روحانی و جهانگیری در همان ایام انتخابات شدند. اما بعد از رای آوردن دوباره روحانی در انتخابات ظاهرا این اختلاف ایجاد شده است. اما دیگر القای اختلاف از سوی رسانه های اصولگرا در آن نقش ندارد. کسانی که اختلاف بین روحانی و جهانگیری را تایید می کنند معتقدند همه چیز به محمود واعظی رئیس دفتر رئیس جمهور می‌رسد.

فرارو: وحدت اسحاق جهانگیری و حسن روحانی در دولت یازدهم را در همان ثانیه‌های اولین مناظره های انتخاباتی دیده می‌شد. زمانی که محمدباقر قالیباف خواست اولین جملات انتقادی اش را نثار روحانی کند، اسحاق جهانگیری که در کنار او نشسته بود پاسخی به قالیباف داد که به زعم هواداران روحانی و جهانگیری بسیار کوبنده بود.

علی صوفی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب همین نگاه را دارد. او در گفت و گو با فرارو حضور جهانگیری در دولت را تشریفاتی می خواند و می گوید: اگر روحانی قائل به کم‌رنگ شدن نقش جهانگیری باشد، حضور او در سمت معاونت اول فایده‌ای ندارد. در ادامه متن این گفت و گو را می خوانید:

 
این روزها صحبت هایی درباره ایجاد شدن اختلاف بین اسحاق جهانگیری و حسن روحانی مطرح می شود. حتی بسیاری افراد معتقدند در انتخاب کابینه دولت جدید به نظرات آقای جهانگیری کمتر بها داده شده است. این در حالی است که آقای جهانگیری در روند انتخابات نقش زیادی در انتخاب مجدد آقای روحانی ایفا کرد. اگر این صحبت ها درست باشد علت شکل گیری اختلاف را در چه می دانید؟
نه به نظرم این دو نفر به هم ارتباطی ندارند. حضور آقای جهانگیری و محبوبیت ایشان در این انتخابات باعث شد عده ای او را رقیب انتخاباتی اصولگرایان در 1400 ببینند. به این ترتیب این تصور پیدا شد که عده ای بخواهند آقای جهانگیری را تحت فشار قرار دهند و ادعاهایی که آقای قالیباف در مناظره های انتخاباتی مطرح کرد مستندسازی شود. اما من فکر نمی کنم که آقای جهانگیری بخواهد با هر شرایطی در سمت معاون اول رئیس جمهور بماند.  

من فکر می کنم جامعه بسیار به بعضی مسائل هشیار است و هدف گذاری جریانات فشار را درک می کند. جامعه می داند کدام اقدامات واقعی است و در کجا پشت پرده ای وجود دارد. اینکه برادر آقای جهانگیری دستگیر می شود برای او بازتاب منفی ندارد. بازتاب منفی دستگیری حسین فریدون در فضای مجازی را درباره بازداشت برادر آقای جهانگیری نمی بینیم.

اما ما دیدیم که آقای روحانی تغییر جهت داد و همراه با این تغییر جهت نقش آقای جهانگیری در دولت کمرنگ شد. به ویژه با رفتن آقای واعظی در ریاست دفتر رئیس جمهور می‌شود حضور کنونی آقای جهانگیری را تشریفاتی خواند. آقای واعظی خود را اصولگرا معرفی می کند اما اصولگرایی او با اصولگرایی نهاوندیان از زمین تا آسمان تفاوت دارد. آقای نهاوندیان یک چهره اصولگرای اصیل است و آقای واعظی در صدد اثبات اصولگرایی خودش است. بنابراین واعظی می خواهد به جریان اصولگرا چراغ سبز نشان دهد. یک کار برای چراغ سبز نشان دادن به آن جریان می تواند این باشد که آقای واعظی بخواهد آقای جهانگیری را دور بزند. یعنی ارتباط بین وزرا و معاون اول را قطع کند. این موضوع پیش بینی می شد و چنین چیزی هم رخ داد. آقای جهانگیری به طور طبیعی باید نقش پر رنگ تری نسبت به قبل پیدا می کرد. اما آقای روحانی بنابر مصلحت اندیشی‌های  اطرافیان خود تغییر جهت داد و منجر به کنار گذاشتن آقای جهانگیری در عمل شد.

 
فرمودید کنار گذاشتن آقای جهانگیری با ورود آقای واعظی به ریاست دفتر رئیس جمهور قابل پیش بینی بود. مگر آقای جهانگیری چنین موضوعی را پیش بینی نمی کردند؟ پس چرا دوباره قبول کردند معاون اول شوند؟

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *