به «اهورا نیکنام» چه خواهم گفت؟ – آژانس خبری ایبنا نیوز

احمد مسجد جامعی در روزنامه همدلی نوشت: کسایی مروزی در قرن چهارم و هم‌زمان با سامانیان و نیز آغاز غزنویان می‌زیسته است
احمد مسجد جامعی در روزنامه همدلی نوشت: کسایی مروزی در قرن چهارم و هم‌زمان با سامانیان و نیز آغاز غزنویان می‌زیسته است. نخستین مرثیه فارسی کربلا که موجود است، بخشی از بهاریه‌ای است که او سروده.

او همان است که به شهادت امام خمینی(ره)، مدرس یکی از پنج فقیه ناظر مجلس شورای ملی و نماینده بعدی تهران – درباره‌اش گفته بود «در مجلس ما یک مسلمان هست، آن هم ارباب کیخسرو». شاید هموطنان دارالعباده یزد هم مثل شهید مدرس فکر کرده‌اند که یکی از همشهریان زرتشتی خود را برای دومین بار با بیشترین رای به عضویت در شورای شهر برگزیدند. همین ارباب کیخسرو به گفته مرحوم استاد لرزاده که معماری یگانه، متدین و مورد وثوق علمای اسلام بود، هرساله جشن مفصلی به مناسبت سوم شعبان و ولادت امام حسین(ع) در منزل خودش برگزار می‌کرده است.

بهاریه با «باد صبا درآمد فردوس گشت صحرا» آغاز می‌شود اما پس از چند بیت مسیری دیگر در پیش می‌گیرد و شاعر می‌گوید که نمی‌تواند از بهار لذت ببرد چون بهار «بر ما چنان شد از غم، چون گور تنگ و تنها».

کسایی در ری و قم و کاشان که جایگاه و پایگاه شیعیان بوده و یا در شمال البرز که علویان در آن می‌زیستند، زندگی نمی‌کرده، او در خراسان می‌زیسته و مردم آن‌ها اغلب مسلمانان اهل سنت بوده‌اند که هرچند دوست‌دار اهل بیت بوده‌اند اما کاری به شهربانو نداشته اند. اگر این تصویر از معاشران مستقیم یا باواسطه به کسایی رسیده باشد، شاید از پارسیان و زرتشتیانی آمده باشد که آن زمان در خراسان زندگی می‌کرده‌اند.

اما مگر حسین سیدالشهدا برای زرتشتیان موضوع قابل‌تاملی بوده است؟ خبر گرفتن از آن روزگار را به مورخان و پژوهشگران وامی‌گذاریم و به تهران خودمان برمی‌گردیم؛ ارباب کیخسرو که 10 دوره نماینده زرتشتیان در مجلس شورای ملی بود و به همین دلیل از تهران به کرمان مهاجرت کرده بود؛ کتابخانه نفیس مجلس شورا را که از گنجینه‌های پرافتخار نه‌تنها ایران بلکه منطقه است، بنیان نهاد و ریاست آن را به شخصیت بافرهنگی مثل میرزا یوسف اعتصام‌الملک (پدر پروین اعتصامی) سپرد. آرامگاه فردوسی بی‌کمک او ساخته نمی‌شد.مردی درست‌کار و نیکوکار بود که در جنبش مشروطه و نیز دولت در تبعید حضور داشت.

مقصود آن مصراع است که در میان غمگساری، شاعر می‌گوید «بی‌چاره شهربانو، مصقول کرده زانو». می‌دانیم که اگر شهربانو به‌عنوان شخصیتی تاریخی پذیرفته شود، بسیار پیش از واقعه عاشورا درگذشته و نبوده که در عزای «اشرف اولاد آدم» سر به زانو بگذارد و چنان بگرید که زانو براق شود.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *